یک مرد!
تماس با من

آرشیو وبلاگ
      وقتی که مرد شدم! (شرحی بر عقاید و زندگی یک مرد . . .)
در جاده دوست داشتن، سرعت مطمئنه را رعایت فرمائید! نویسنده: یک مرد! - ۱۳٩۳/٦/۱٠

شهریور ماه همیشه ماه خوبی بوده برای من،‌ معمولاً اکثر مسافرت هامون تو شهریور ماه بود، خیلی هم خوش میگذشت، بچه بودیم هیچی متوجه نمیشدیم و فقط به لذت های زودگذر و آنی توجه میکردیم، دنبال حرف زدن و حرف شنیدن و حساب کتاب نبودیم، دنبال کلک زدن نبودیم و کلک خوردنمون در حد جر زنی بود و ... 

به هر حال هر چی بود، دوران کودکی خوبی بود، دوران پاک و سالمی بود، دوران رضایت و لذت بود، البته این رضایت و لذت همراه بود تو صف وایسادنا، دوران کوپنی بودن کالاها، صف های طویل نونوایی، صف شیر از صبح تا ظهر،‌ صدای آژیر خطر (علامتی که هم اکنون می‌شنوید اعلام خطر یا وضعیت قرمز است و معنی و مفهوم آن این است که حمله هوایی دشمن نزدیک است . محل کار خود را ترک و به پناهگاه بروید. ویژژژژژژژژژژژژژژژژ)، چسب زدن ضربدری شیشه ها و دوران های سیاسی و تورم 50 درصدی هاشمی و ... (یادمه همون اوایل دهه هفتاد، انقدر هر روز اجناس گرون میشد که من 10 سالمم نشده بود ولی خواستم یه سرمایه گذاری کنم رفتم با پولی که جمع کرده بودم یادمه اون موقع 38 هزار تومن یه چرخ گوشت ناسیونال خریدم که چند ماه بعد بفروشمش سود کنم، یادمه بابام خبر نداشت،‌ خب بعد از چند ماه قیمتش رفته بود بالا ولی خب کسی ازم نمیخرید، البته میخریدنا ولی به قیمت کم،‌مجبور شدم به بابام بفروشمش فک رکنم 46 هزار تومن تونستم بفروشم بعد از حدودا چند ماه، الانم داریمش) دوران ژاپن رفتنای باباها، دوران بگیر ببند و دنبال سرباز فراری بودنا، یادمه همیشه تو اتوبوسای بین شهری رو میگشتن و همه پسر جوونا رو میگرفتن و ازشون کارت پاین خدمت میخواستن، اووه خیلی چیزا یادم میاد ... صفای طولانی اتوبوس، خریدای شب عید، لباس نو، آجیل و مهمون بازی با همه فامیل، شبکه یک و شبکه دو، برنامه کودک 9 صبح و قصه ظهر جمعه رادیو و  برنامه صبح جمعه با شما ایرج نوذری و فرهنگ مهرپرور که یادمه فوت شد و ....

ولی با همه این احوال همیشه خدا رو شاکر بودیم، راضی بودیم، مثل الان که همین طور راضی م و شاکر و این بزرگترین نعمت خدا رو بهش میبالم و ازش واقعا ممنونم.

همیشه سختی بوده، تو هر مقطعی یه مدلی بوده، یه مسائلی ولی مهم این بوده که باید همیشه راضی بود تا لذت برد ... نباید از واقعیت ها فرار کرد و نباید توقعات نابجا داشت تا بیشتر لذت ببریم، واقعیت امروز جامعه ما خیلی وقت ها تلخ و گزنده است ولی ما داریم زندگی میکنیم، اگه بخوایم مخالفت کنیم و نبینیم واقعیت ها رو که ناخودآگاهمون رو چیکار کنیم و اگرم بخوایم ببییم و فقط غر بزنیم و حرص بخوریمم بازم سختیش رو دوش ماست ...

به هر حال هر چیزی که هست، اطراف ما زشتی هایی هست که باید بشناسیمشون ... نمیخواستم راجع به نظرات پست قبل حرفی بزنم، ولی از چی فرار میکنین؟؟ از واقعیت های اطرافمون، از اینکه خواهر و مادر و همسر خودمون هم دقیقا همون شکل و فرمی هستن که ما تو اندام زنای مردم میبینیم؟؟ خیلی از خانم ها دلخور شدن و اعتراض کردن، ولی متاسفم که عین کبک سرمون رو کردیم زیر خروارها خاک و فکر میکنیم خیلی باشعوریم ...

روشن فکر بودن و مدرن زندگی کردن، اگرچه ظاهرش شیکه و حرفایی که ازش میزنن قشنگه ولی تابع محدودیت هایی ست که خیلی شبیه محدودیت های فعلی ماست فقط رنگ و لعابش فرق داره ... 

کاش میفهمیدیم!

* تو این چند روزه چند تا از دوستام که تازه تو همین یکی دو ماه رفتن سر خونه و زندگیشون، از زندگیشون مینالن، متاسفانه یکی از آفت هایی که این روزها خیلی شاهدش هستم عدم آموزش و شناخت مناسب زوجین از نوع تعاملات فی ما بین و سوتفاهم های در ادامه اونه، خیلی باید تو رفتارها دقیق بود تا اشکالی پیش نیاد.

** تو زندگی زناشویی، بعد از اصول فهم و درک که واقعا اصیلن و با کج فهمی و توهم های احمقانه زنانه گند میخوره بهش، معاشقه و لذت بردن از همدیگه و با هم بودن خیلی مهمه، برای این مورد باید فضای رشد و نمود علاقه رو به طرفمون بدیم، بی جا و نا بجا ابراز عشق کردن مجال رشد و نمو دوست داشتن و تو طرفتون نمیده و باعث میشه پاتون رو خرخرش باشه و نتونه نفس بکشه، مراقب باشید تو عاشقی هم باید رعایت سرعت مطمئنه داشته باشید!

*** به مردان عزیز وطنم توصیه ای دارم، مگه خدا به شما دو تا گوش و دو تا بیضه نداده؟؟؟؟/

زمانی که زناتون شروع میکنن به غر زدن، این گوشتون در باشه و اون گوشتون در بازه و وقتی دارن اعصابتون رو میریزن به هم، و خواسته های نا معقول و نا بجا دارن، حوالشون بدین به تخم چپتون! یادتون هم باشه که خر کردن زنها (برای زن ها،‌خر کردن شوهراشون) تو زندگی مشترک از اوجب واجباته و از هر چیزی لازم تره، سعی کنین با کلام، لمس و همراهی همسرتون رو خر کنین تا نتونه با غر زدن ها و توقعات بی جاش زندگی رو براتون تلخ کنه!

  نظرات ()
مسائل مربوط به چشم چرونی، هیزی و دید زدن نویسنده: یک مرد! - ۱۳٩۳/٦/۱

سلام 

موضوع تازه ای ندارم، مدت هاست میخواستم راجع به این بنویسم:

افتادن نگاه،‌ چشم و توجه مردان به برجستگی، انحنا و فرورفتگی در اندام خانم ها؛ این نگاه ها، اگه از جلو باشه، اول به برجستگی های سینه و رصد تکان های سینه در هنگام حرکت منتهی میشه و بعد میاد پائین و فاق شلوار اگه معلوم باشه و یا نهایتا حداکثر مقداری از ساق یا رون پا که از شلوار بیرون باشه... 

ولی اگه طرف از کنار رد بشه، به فرورفتگی و پیش آمدگی انحنا و ماهیچه های اطراف باسن و سینه و کمر متمرکز میشه..

اگرم که از عقب باشه بی برو برگرد فقط به باسن منتهی میشه، البته بعد از هر کدوم از این رصدکردن ها،‌اگر پر و پاچه طرف توپول و گوشتی باشه به پر و پاچه و حتی باز هم نظر میتونه خیره بشه، اگر که لاغر و استخونی باشه که نهایتاً با یه یاس عمیقی صرفا دنبال یه جای جذاب میگردن تا نگاه رو در اون نقطه متمرکز بکنن و ...

تو جذب نگاه، پوشیدن ساپورت برقی و نازک تر  خیلی تاثیر مثبتی داره، مخصوصا وقتی مانتو باز باشه و کمر ساپورت یا شلوار تنگ هم معلوم باشه و بشه فاق رو دید زد یه ثمری داره و الا بی فایده ست. البته هر چی رون و ساق ها گوشتی تر و تو پر تر باشه دیدن زدنش بیشتر حال میده، رونای استخونی و ساقای نی قلیونی حال آدم رو بد میکنه...

از طرفی پوشیدن مانتوهای تنگی که خط شورت رو خوب نشون بده یا بند سوتین رو یا بند تاپ رو بشه از روش دنبال کرد هم به شدت چشم نوازه، البته به نظر شخص بنده انداختن بیرون مو از شال اونم به طول یه متر اصلا قشنگ نیست و اون جاذبه بصری رو میگیره ...

معمولا" چهره های دست کاری شده، اعم از ساکشن، بوتاکس، لب و دهن و گونه نگاه رو از برای برطرف کردن حس کنجکاوی به منظور تشخیص نواحی تعویضی صورت میبره و کمتر ایجاد جذابیت میکنه و بعد از کشف اون نواحی دیدگان به سمت نقاط حاصلخیز تر سوق پیدا میکنه ...

دیدزدن زن ها وقتی با دوست پسروشون یا شوهراشون قدم میزنن به شدت تحریک آمیز و جنون آوره، آدم دوست داره ترتیب طرف و همون پیش شوهرش بده، خیلی حال میده به خدا ....

سینه باز هم، جذابیت داره، فقط مشروط بر اینکه خط سینه معلوم باشه، سر و گردن خالی اصلا جالب نیست، گوش هم اصلا حس خوبی به آدم نمیده،‌بهتره گوش بعلاوه سر و سینه و کمی خط سینه باز باشه تا بشه ازش کام گرفت ...

سر لخت شدن و مکث تو درست کردن شال هم جذابه، به شرطه اینکه موهای صاف و خوش رنگی زیرش بشه دید ...

* فقط نمیدونم، با توجه به اینکه همه زن ها،‌ از جمله خواهر و مادر بیننده هم همین طورین و عمدتاً قالب یکسانی دارند،‌نمیدونم چرا هیچ وقت از دید زدن آدم سیر نمیشه و همش دوس داره دید بزنه!؟

  نظرات ()
کوردستان! نویسنده: یک مرد! - ۱۳٩۳/٥/۱٩

سلام و صد سلام خدمت دوستان و عزیزان خواننده، جا داره اولا ایام پر برکت ماه مبارک رمضان و عید بزرگ فطر به عنوان یکی از دو عید بزرگ مسلمین رو بههمه دوستان تبریک و شاد باش عرض کنم و از بابت تاخیر زیادی که چدیدا پیش میاد عذر خواهی کنم، جاتون خالی یکی دو هفته ای مسافرت بودم و خیلی هم چسبید، رفته بودیم غرب گردی...

دومین بار بود استان کردستان میرفتم، یه استان فوق العاده با صفا با مردمی با صفا تر، به شدت خون گرم، با محبت، محترم و مهمون نواز ...

هر چقدر رشتیا، گوش برن و بی صفت، کردا مهمون نوازن و با مرام، البته همدانی ها هم بدجور کنس و یه جورین، ولی کردا به شدت مهمون نواز و با محبتن،‌ البته کرمانشاه چون قاطی همدان میشن یکم روحیاتشون نچسبه ولی کردای نزدیک مرز و استان کردستان و از اون ور تا ارومیه واقعا" مهربون و منصف و با خدان!  

بانه، عملا" شده پاساژ . مرکز خرید جنسای بی کیفیت و غیر تغلبیه چینی، هیچ کدوم از جنساش اصل نیست، ولی بر عکس مریوان، بازارش به مراتب بهتر با کیفیت تر و اصیل تره، بعلاوه شهرش و مردماش و اون دریاچه زریوارش به شدت زیباست...

بر عکس شهرهای شمالی که تا مسافر میبینن قیمت خون باباشون و میبندن به اجناس، و فقط دنبال چاپیدنن، انقدر بی صفتن خدا نکنه بارندگی ای چیزی بشه، قحطی راه میندازن بر عکس تو مناطق کرد نشین محبت و انسانیت موج میزنه، هر چقدر رشتیا خودخواه و بی صفتن کردا با محبت و مهمون نوازن، از مزخرف بودن اخلاق و آدمای رشتی که بگذریم، آب و هواش هم انقدر شرجیه که فقط حال آدم و به هم میزنه یا انقدر ترافیکه که آدم و از کنار دریا اومدن پشیمون میکنه ... ولی غرب‌با طبیعت بکر و خیلی خیلی زیباش، با مردمون با شرف و با فرهنگش، با محبت و انصاف و مهربونی که بینشون هست به مراتب لذت بخش تر، مطبوع تر و دلچسب تره، آب و هواشیکم تو ظهر که آفتابه گرمه ولی غروب که میشه و شبا واقعا دلچسب و خنکه، و شبای تابستونش حتی یکم هم سرد میشه ...

مریوان، تکاب، خود سنندج که خیلی شهر شیک و تر تمیزیه، تازه دختراشم خیلی خوشگلن، مرداشم شیک و هیکلین ماشالله، بر عکس خیلی از شهرا بی حیایی، بی عفتی و هیزی خیلی کم دیده میشه و از متلک پرونی و عیاشی هم خبری نیست، فروشنده هاش آدم و نمیخورن و هزاران هزار خصلت و حالت خوب دیگه ...

* دقیقا از دی ماه سال گذشته بعد از حدودا دو سال فشاری که روم بود، و تحمل یه زن که از فهم و شخصیت بویی نبرده بود، احساس آزادی و فراغ میکنم، همه چیز دنیا به شدت زیبا و دلفریب و لذت بخشه، هر روز بابت این شادی و خوشحالی و آرامش خدا رو شاکرم،‌ خیلی جالبه با همه نیازهای مختلفی که یه مرد میتونه داشته باشه، به شدت از اینکه هیچ سر خری ندارم، مخصوصا از اینکه سر خری متوهم و نفهم ندارم داره بهم خوش میگذره، و بازم میگم خدا رو صد هزار بار شکر که لذت زندگی رو چشونده و میچشونه ... خیلی خدا رو باید شاکر باشیم.

** برای زن هایی که دارن با اخلاق گند و متوهمانه خودشون مرداشون رو آزار میدن، هم توصیه میکنم پاشون رو از خرخره مردشون بکشن کنار و انقدر زندگی رو برای مردها تلخ نکنن، بخدا درست نیست با رفتارهای متوهمانه غیر عقلانی زندگی رو به کام دیگران تلخ کرد، بذارید مرداتون نفس بکشن و از زندگی لذت ببرن به خدا اثر و فایدش بیشتر از اینکه به مردتون برسه به خودتون خواهید رسید!

*** خدا رو هزار هزار بار شکر بابت همه چیز

  نظرات ()
داستان یک حماقت مرکب! نویسنده: یک مرد! - ۱۳٩۳/٤/۱٤

تو راهروهای دادگاه های خانواده پره از زن هایی که مدعی ن، تقریبا میتونم بگم که اغلبشون با اهرم های مالی مثل مهریه و نفقه میخوان به خواستشون برسن،‌ اغلب هم مردهایی رو میشه دید که دنبال زندگیشونن و میخوان که زندگیشون به خاطر خودخواهی یه زن از بین نره، متاسفانه قوانین ما به شدت از زن ها حمایت میکنه و البته قوانین الهی هم همینطوره و خیلی قوانین حمایت گرانه ایه،‌ولی در جایی حمایت میکنه که ظلمی واقع شده یا مردی بخواد که زندگی رو از هم بپاشونه و نه اینکه یه زن به خاطر خودخواهی هاش اون زندگی رو بپاشونه؛ متاسفانه مدتیه که مطلغه شدن برای زن ها یه جورایی قبحش ریخته و با افتخار تو وبلاگ ها و اجتماعات مجازی مختلف ازش حرف میزنن و راه های سرکیسه کردن مرداشون رو مطرح میکنن، من در رابطه با حماقت مرکب اون دسته از زنهایی که به خاطر خودخواهی احمقانه(این خودخواهی از اونجایی احمقانه است که ضرر اصلی همونی که خودخواهی کرده میبره،‌و الا همه ما خودخواهیم ولی در حین اینکه خودخواهیم سود هم میبریم ولی از نوع احمقانه ش یعنی خودزنی هر چند الان متوجهش نشیم) زندگیشون رو نابود میکنن،‌یه مرد رو تا مرد نابودی اقتصادی و روحی پیش میبرن که ثابت کنن اونها هم میتونن و هستن و حق دارن!!!

استدلال جالبیه!! خیلی از زن ها به خاطر مستقل شدن و زیر بلیط شوهر نبودن دنبال این جور کاران، خیلی هاشون ناشی از القائات دوستاشون که دقیقا عین خودشونن این کارها رو میکنن و خیلی هم ناشی از حمایت های کورکورانه خانوادشون و ... متاسفانه این رویه ای که در زن های دادگاه بروی ما وجود داره،‌ قطعا جامعه ما رو به فساد و از بین رفتن میکشونه، ولی تو همین افرادی که فاسدن و ایجاد فساد میکنن،‌ افرادی هستن که خودخواهی، و حماقت رو به اوج خودشون رسوندن، و اون کسایی هستن که با داشتن بچه میافتن تو راه روهای دادگاه ها برای گرفتن حق خودشون(مهریه و نفقه!!!)، خب این افراد نه تنها فاقد هر نوع شعوری هستن،‌ از عاطفه مادری هم بویی نبردن،‌ به شخصه موارد متعددی در این رابطه دیدم و میشناسم که زنیکه پتیاره احمق، زندگیشو و بچه شو و شوهرش و ول کرده فقط و فقط به خاطر حماقت های ابلهانه خودش و حمایت های خانواده بی فکرش، یادمه نه خیلی قدیم همین مادرهای ما واسه ما حاضرن جون بدن، ولی این زن های بی قید و لا ابالی حاضر نیستن به خاطر پاره تنشون حتی از حماقت های خودخواهانه شون دست بکشن،‌واقعا برای این جور زنها و البته خانوادشون متاسفم،‌یادمون باشه که نقش تربیت خانوادگی خیلی مهمه،‌خیلی مهمه که ما بچه مون رو عقده ای بار نیاورده باشیم، یادمون باشه عقده ای نبودن معنیش داشتن رفاهیات مادی نیست،‌ چشم و دلمون باید سیر باشه،‌ و الا شکم همیشه یه جوری سیر میشه، چشم و دل سیر بودن هم به خریدن و خرج کردن نیست باید صفتشو رو تو خودمون تقویت کنیم لذا باز من معتقدم زن های آکله ای که دنبال خودخواهی خودشونن و مادر بودن خودشون رو فدای عیاشی و بی صفتی و حماقتشون میکنن حاصل تربیت خانوادگی غلطی هستن که نتیجه شون شده این زن ها

* نمونه ش همین وبلاگی که تو پست قبلی ازش نوشته بودم واقعا اگه خودم همچیم موجوداتی ندیده بودم تو دادگاه ها باورم نمیشد که کسی بتونه اینجوری باشه، میخواستم بگم حیوان صفت ولی بعضی وقتا گفتن حیوان صفت به کسایی مثل این شان حیوانیت رو زیر سوال میبره،‌چون حیوانات هم مهر مادری دارن و بچه شون رو از سر خودخواهی رها نمیکنن، اینجرو آدم ها از حیوان هم کمترن!

** خدا رو شکر، بابت نعمت فهم و درکی که خدا بهمون داده واقعا خدا رو شاکرم، که هنوز به این پستی نرسیدم،‌ یادمه تو همون ایام دادگاه ها هم تمام سعیم این بود که از ابزار فشار غیر اسلامی و غیر انسانی استفاده نکنم،‌هیچ تهدیدی نبود، هیچ فشاری نبود و هر کاری کردم که حق کسی ضایع نشه و از نظر انسانی آسیبی کسی نبینه ولی خب وقتی اون زنه مثل خیلی از زنای دیگه پستی و دنائت خودشون رو نشون دادن خب من دیگه نمیتونستم کاری کنم، خدا رو شاکرم که شرمنده و مدیون کسی نیستم و این برام بزرگترین ارزش عالمه

  نظرات ()
پرحرفیمو ببخشید! نویسنده: یک مرد! - ۱۳٩۳/٤/٥

مدتی نبودم، خب امتحانا یکم سنگین بود، خب آدم بیاد یه رشته غیر مرتبط ارشد بخونه بعد همه درسا رو بذاره واسه ایام امتحانا بعد بخواد سه ترمه تموم کنه یکمم باید بهش فشار بیاد ...

این مدت اتفاق خیلی خای نیافتاده

فقط میپردازم به ذکر نکاتی که به نظرم خیلی مهم باشه مخصوصا تو زندگی و میزان بینش آدم ها رو بتونه بسازه و البته وقایع روز :

  1. اولین چیزی که برام تو این ایام دوباره مصداقش به وجود اومد این وبلاگ بود، شخصی که دستی دستی زندگشیو تباه کرد، با داشتن یه بچه و یه شوهر خوب زندگیشو رو به خاطر خودخواهی و حماقت مرکب از دست داد و الان اون بچه طفل معصوم و اون مرد تو سختی و تنگنا قرار دارن... متاسفانه من این آدم رو دیدم و میشناسم و یمدونم چه دردی داره تحمل همچین آدمی تو زندگیش ... به هر حال اون مرد راحت تر شده الان ولی کلی سختی داره بالاخره یه بچه نگهداریش سخته ان شالله که بتونه به خوبی از پسش بر بیاد ...
  2. توی ایام جام جهانی، مثل تقریبا همه رویدادهای ورزشی جهانی باز یه آتیشی تو ممالک اسلامی سوزوندن و یه گروه و به جون یه مملکت و یه منطقه انداختن و با وقاحت تمام میگن دشمن دشمنای ما میشه دوست ما!!
  3. تو همین ایام دارن سفارت انگلیش رو دوباره راه اندازی میکنن، انگار نه انگار همین 5 سال پیش، آره فقط 5 سال پیش نه 60 سال پیش (کودتای 28 مرداد) از همین سفارت خونه و نوچه ها و خائنین وطنیش میخواستن این مملکت رو بکنن اوکراین فعلی !!!
  4. ایام امتحانا واقعا اگه هیچ حسنی نداشته باشه، دانشجو رو با درس و رشته ش آشنا میکنه، این خیلی درسته و بد جور بهش اعتقاد پیدا کردم.
  5. اگه تونستی به خانواده همسرت احترام بذاری و به دیده محبت و علاقه نگاه کنی بدون هیچ کج فکری و توهم احمقانه، میتونی انتظار اینم داشته باشی که همسر و خانوادش هم با تو همچین روالی رو در پیش بگیرن و الا مادامی که تو ذهنت و وقتی با خانواده خودتی و دوستات شروع به بد گویی و بد دلی نسبت به خواست و حرف و حرکت خانواده همسرت میکنی،‌نمیتونی و نمیشه توقع این رو داشت که ایشون برای شما احترام قائل باشن، مثلا" وقتی با خودتونین یا با خواهرتی و یا به مادرتی و ازت میپرسه شوهرت کجاست، بهش بگی رفته خونه ننه ش، قطعا" انتظار بی حرمتی خودت و خانوادت رو از ناحیه همسر و خانوادش باید داشته باشی چون تو این تحقیر رو تو ذهن خودت میپرورونی و انرژی موجود تو ناخودآگاهت قطعا اثرات و بروزاتش بیرونی و کاملا ملموس خواهد بود!
  6. یادمه با یه دختره برای ازدواج چند جلسه ای رفتیم بیرون، دختره راحت بود و بدون قید بندی، خب من معمولا تو جلسات اول هیچ گاردی نمیگیرم و دوست دارم طرفم آزاد باشه و رفتار آزادانه ای داشته باشه بدون هیچ ادا و نمایشی؛ خب من یکم مأخوذ به حیام (نخند واقعا راس میگم) و نمیتونم راحت کسی و لمس کنم، خب خجالت میکشم.. نمیدونم چه اصراری داشت باهم بیشتر تماس لمسی داشته باشیم و یه بار بهم گفت تو چرا منو بغل نمیکنی ؟؟؟! یادمه بعد از یه تاملی تو حرفش بهش گفتم از داداش و بابات خجالت میکشم.!
  7. شبکه نسیم، برنامه های جالبی داره، از خندوانه و آبرنگ نمیشه گذشت، با مزه ن... خندوانه با رامبد جوان واقعا یک ساعت خنده رو به لبمون میاره ودیگه داریم عادت میکنیم که از 11 شب تا 12 شب بعد فقط بخندیم.
  8. دوست داشتن، به اس ام اس دادن، به توجه داشتن به تاریخ تولد،‌به گاه و بی گاه گیردادن به دیدن و به اینکه ناز بکشی و به اینکه خوبی کنی نیست، دوست داشتن فرایندی درونی ست که مثل یه دونه گندم تو زمین قلبت جوونه میزنه و میشه یه خوشه گندم و دوباره جوونه های بیشتر ... و یادمون باشه دوست داشتن هایی که متکی به تماس زیاد و یادآوری تولد و این جور چیزاست دوامی نداره، باور کنین!
دلم برات یزندگی هایی که با حماقت زن ها از بین میره میسوزه، دلم برای مردهایی که عاشقانه زندگی و بچه هاشون رو دوست دارن میتپه و همیشه دعا میکنم خدا باعث و بانی اختلافات خانوادگی و دخالت های بیجا و حماقت های ابلهانه زنانه رو لعنت کنه! با دیدن وبلاگ این دو تا پدر به بی عاطفه بودن و پستی زنان امروز وطن میسوزم ولی چه کنم که قانون زن سالارانه و رویه های به ظاهر مدرن و ضد خانواده زندگی ها رو فقط داره نابود میکنه دو تا مرد بابای محدثه و محمد براتون احترام زیادی قایلم و دوستتون دارم و برای کسایی که این بلا رو به جون شما انداختن معتقدم واقعا پستی و حقارتی که دارن نابودشون خواهد کرد. صبور باشید و مقاوم و مرد!
  نظرات ()
خیانت! نویسنده: یک مرد! - ۱۳٩۳/٢/٢٧

بدون مقدمه دوستدارم برم سر اصل مطلب

چرا زنان ما از شوهرانشون راضی نیستن؟؟

چرا زنان ما دچار رابطه هایی خارج از رابطه خانوادگی با مرد یا مردان دیگه ای میشن؟؟

پدیده خیانت، بی حیایی، روسپیگری عاطفی و غیر عاطفی و روابط نا مشروع جنسی و غیر جنسی که تعداد زیادی از زنان ما رو به خودش مبتلا کرده امری نیست که بشه به این سادگی از کنارش گذشت، باید دقت داشته باشیم، متاسفانه واژه خیانت رو این روز ها برای مردان به کار میبرند، در حالی که اساسا این واژه برای مردان محلی نداره و هر مردی میتونه با تعدادی از زنان در قواعد شرعی و قانونی ارتباط داشته باشه ولی زن ها، در هیچ آئین و مکتب و مرامی حق هیچ گونه ارتباطی رو با سایر مردها ندارند و مذموم ترین نوع رابطه خیانت زن به مرد هست و جرم این رابطه در اغلب فرهنگ ها، آیدئولوژی ها و مرام ها مرگ زنه؛ شاید این مجازات نشون دهنده عمق فاجعه ارتباط زنی شوهر دار با مردی غیر از مرد خودش باشه ...

متاسفانه تفکرات متوهامنه و احمقانه زنانه غالب امروزی به واژه خیانت نوعی دیگه پرداخته و عمدتا" رفتار تنوع طلبانه و هوس آلود مردان رو خیانت محسوب میکنه، اگر چه بازهم تکراار میکنم اساسا اون تنوع طلبی و حتی هوس بازی خیانت محسوب نمیشه ولی کوچیک ترین رابطه زنی با مردی غیر از شوهرش خیانت محض و مسلمه و مستوجب عذاب و مجازاته!

بگذیرم، ممکنه تا اینجا برخی از زنان مخالف حرف های من باشن که خیلی مهم نیست، چون اگه کمی فکر کنن متوجه میشن که عرائض بنده،‌ بیان حقایق بوده و ایرادی بر اون نیست، علی ای حال میخوام رو مصادیق خیانت زنان در خانواده بیشتر صحبت کنم

متاسفانه یه بخش عمده ای از روابط زنان بی حیا، بی شرف و بی ارزش با مردان دیگه در قالب این روابط میشه خلاصه کرد و البته موارد دیگه ای هم قابل ذکر هست که بعدا اگه فرصت شد عرض میکنم

این روابط رو به چند بخش میتونم تقسیم بندی کنم:

روابط فیزیکی:

  1. دانشگاه: با همکلاسی، استاد، یا کارمند دانشگاه و در برخی موارد حتی راننده سرویس دانشگاه
  2. محل کار:  همکاران
  3.  مراکز خرید: با فروشنده های چرب زبون و عیاش، با راننده های آژانس و ...
  4. آشنا و فامیل: با اعضای خانواده،‌ همسایه، آشناها و دوستان سابق و افرادی که قبلا با ایشون در ارتباط بودن
  5. محل های عمومی: تو خیابون، پارک، گالری ها،‌ همایش ها، گردش های دسته جمعی و ...
  6. و سایر مواردی که امکان ایجاد رابطه برای شخصی که آمادگی ایجاد آن را دارد است

روابط مجازی: اینترنت:یکی از خطرناکترین مجراهای ایجاد روابط اول عاطفی و بعدا غلیظ تر این اینترنت لعنتی است از جمله مصادیق آن به شرح زیر است:

  1. محیط های چت مثل مسنجرها، لاین،‌واتس آپ، تانگو،‌ وایبر و ...
  2. وبلاگ ها
  3. فیسبوک، توئیتر و ای میل ها 
  4. اس ام اس و ام ام اس 
عمده مشکلات و روابط پنهانی این روزها از همین گوشی های هوشمند تلفن همراه و اینترنت نشاط میگیره و تسهیل کننده و تحریک کندده روابطه 
به نظرم میرسه زن متاهلی که سر و گوشش تو گوشیشه،‌ یا 24 ساعته دنبال نت میگرده که چک کنه کامنت هاشو،‌ ایمیل هاشو و جدید ترین پیغام های مثلا وایبرشو به شدت مستعده ورود و سقوط تو روابط پنهانیه و شاید خیلی از اونهایی که این فضاها رو تجربه کردن به این نکته ازعان داشته باشن
اگر چه صرف داشتن یوزر و پسورد اون کانال ها دلیلی بر داشتن رابطه نیست ولی خیلی تو تحریک ذهن موثره
بازم تاکید دارم،‌ ضرورتا هر زنی که دانشگاه میره، زنه خرابی نیست،‌ همون طور که هر زنی که هیچ کدوم از اون کانال ها رو دسترسی نداره زن سالمی نیست و خرابی و سالمی اساسا تو ذات طرفه ولی محیط خیلی شرطه و به شدت باعث ایجاد سرسره برای افتادن تو این چاه ها میشه
برای مردان سرزمین خودم عرض میکنم، گول ظاهر هیچ زنی رو نخورید، داشتن حجاب، چادر سر کردن، موجه نشون دادن و خیلی از این تظاهرات بیرونی دلیلی بر پاک بودن و سالم بودن طرف نیست و باید شخصیت طرف رو مد نظر قرار بدید
یه وقت گول حجاب مادرش و سالم بودن ظاهری خانوادشو نکنینا ... خیلی از خانواده ها تو روابطشون با فرزنداشون و روابط خانوادگیشون حفظ ظاهر میکنن و خدا میدونه باطنشون چه کثافتی تلنبار شده!
ولی یه چیزی تقریبا مسجله، اون اینکه اگه دیدید زنتون یا دختری گوشیش براش خیلی مهمه، همه جاش رمز داره، 24 ساعت یا شبا یا لحظه های تنهاییش چسبیده به گوشیش باید کمی شک کنین، اگر زنی خیلی براش وبلاگش یا فیسبوکش مهمه و حتما باید دنبال کنه اون داشته های فیسی و غیره شو باید به شخصیتش حتی شک کنین چه برسه به روابط احتمالیش
اگه دیدید اصرار زیادی به عضویت تو گروه هایی داره که وضع و حالشون معلوومه هم همینطور نباید به سادگی از کنارش بگذرید ...
مراقب باشید ولی حساسیت بیجا نداشته باشید
حواستون باشه ولی پیله نکنین
گوش به زنگ باشید ولی نگرانی ایجاد نکنین
تو هر چیزی باید معتدل بود و حتی تو زمینه خیانت زنان!
به هر حال پدیده هایی هم هست که به شدت باید مراقبش باشید، چه بسا اون زن در عادی ترین حالات ارتباطش رو حفظ میکنه که باید خیلی مراقب باشید و گول ظاهر سازی و عادی جلوه دادنشو نخورید چون بالاخره یه جایی سوتی میده
البته مراقب باشید هر سوتفاهمی رو علم نکنین و از کوره در نرید ... سعی کنین رو مخش کار کنین،‌سعی کنین از زیر زبونش بکشید، از داستان ها و سوالایی که میپرسه هم میتونین خط بگیرین، خودتون رو به پپه گی بزنین اما حواستون رو جمع کنین، تو این حین و بین همه چیز و بذارید به حساب صداقت، زندگیتون رو با شک نابود نکنین فقط حواستون رو جمع کنین!

 

 

 

 

  نظرات ()
خر بیا آدم برو ! نویسنده: یک مرد! - ۱۳٩۳/٢/٢٠

قدیما یادم میاد جلوی در سربازخونه ها مینوشتن،‌ خر بیا آدم برو؛ سربازی واسه مرد شدن پسرا خیلی لازم بود و البته هست، سختی هایی که تو تقریبا دو سال میکشیدن خیلی مردساز بود، شاید ظاهرش این بود که دو سال قراره از عمر کم شه ولی باورکنین دو سال به زندگی اضافه میکنه و کلی آدم رو آماده مقابله با مشکلات میکنه؛ من تو 19 سالگی از سربازی معاف شدم، ولی خدا رو شکر تو 29 سالگی  دوره ای برای تجربه کردن (بخونین آدم شدن) طی کنم خدا رو شاکرم از بابت همه چیزش.

مرد بودن کار خیلی سخت و ادعای خیلی بزرگیه، بزرگ بودن خیلی خیلی کاره سختیه و صرف ادعا نمیشه مرد بود و بزرگ،‌ اگرم این حقیر ادعایی کردم از سر جهالت بوده و قطعا نیت و خواسته م این بوده و هنوز برای رسیدن به این مفهوم خیلی تلاش میکنم.

 

این نظر یه روانشناس و یه انسان شناس بزرگه:

"تبریک میگم؛ فکر کنم 2 سال پیش بود امروز، روز ازدواجت بود تبریک که چقدر خوب و زود شرایطو پذیرفتی و مثه ی انسان سالم، زندگیتو ادامه دادی ..."

 

* این آهنگ  تقدیم به نفسم.

** امروز مثل همه روزهای خدا روز خیلی خوبی بود، پر از خوبی،‌پر از عشق و امروز برای اولین بار ... 

*** معمولا" دختر پسرها تجربه های عاطفی زیادی رو ممکنه تجربه کنن، ولی بعضی وقتا به این نتیجه میرسن این یکی دیگه یه چیزه دیگه ست، اگر چه معتقدم دوست داشتن هیچ حد و مرزی نداره و چنان عمیقه که به قول اون شعره عشق دریایی ست کرانه ناپدید ولی ... خب دوست داشتن و خلوص و صفای علاقه چیزی نیست که تو ابرازهای الکی و دوزاری این روزهای آدم ها تشخیص نداد و از این بابت خدا رو شاکرم که میفهمم کی ادعا میکنه و کی واقعا و البته حقیقتا علاقه منده!

**** فیلم دلشکسته، رو خیلی دوست داشتم،‌ هر بار هم تو اوتوبوس بین راهی دیده بودمش، نمیدونستم چرا من اینقدر به این فیلم علاقه مندم ولی انگار دارم دلیل علاقم به این فیلم و میفهمم!

***** خدا رو شکر؛ راضی به رضاش، به همه داده ها و نداده هاش؛ چون میدونم هر چی که خیرمه نسیبم میکنه!

******به خانم هایی که اینجا رو میخونن، عرض میکنم به جای اینکه انقدر وقتتون رو تلف کنین تو اینترنت و وقت بذارین برای خوندن و نظر دادن برید به خونه و زندگیتون برسید تا مردتون ازتون راضی بشه، برید به بچه تون برسید برید به درستون برسید و ... انقدر وقت تلف نکنین؛ چقدر دیگه باید تحملتون کنن آخه!!!

  نظرات ()
لطفا بچه دار نشوید! نویسنده: یک مرد! - ۱۳٩۳/٢/٩

سلام

معمولاً یکی از دلایل مهم ازدواج برای آقایون بچه دار شدنه، بقای نسل یکی از اساسی ترین دلایل ازدواج میتونه برشمرده بشه ولی خب این بقای نسل آثاری داره که باید روش حتما دقیق بود.

میزان زمان و هزینه های مربوط به تربیت و رشد بچه خیلی مهمه، فارغ از هزینه های مادی که کمترین اهمیت رو داره باید ببینین جامعیت و قابلیت سایر هزینه ها تو زنانتون هست یا نه، یعنی کسی که باهاش ازدواج کردین فهم و درک تربیت بچه تون رو داره و میتونه مادری کنه برای بچه تون رو یا نه!

دچار حرارت ها و شعله های جاذبه های جنسی که هستین مراقبت کنین مبادا نطفه ای شکل بدین از کسی که لایق نیست و توانایی مادر شدن نداره!!

این هشدار به شدت جدیه، چه بسیار مردانی که به خاطر وجود بچه مجبورن زناشون رو تحمل کنن و بسازن و بسوزن!!

مراقب باشید بعد از چند سال به غلط کردن نیافتین و نگید اگه بچه نبود یه لحظه هم تحملت نمیکردم!

برادرای خوبم، باید زنی انتخاب کنین که فهم مادر شدن رو داشته باشه، باید کسی باشه که درک داشته باشه و فارغ از توهمات احمقانه و خودخواهی های بی شرمانه برای بچه تون مادری کنه و برای شما همسری ...

خانه دار یا شاغل بودن ملاک خوبی در این مورد نیست، چه بسیار زینای خانه داری که لایق هیچی نیستن و چه بسیار کارمندایی که جانانه خونه و زندگی و همسر و بچه هاشون رو حمایت میکنن و نگه میدارن؛ به هر حال از ما گفتن یکی دو سال زنتون رو امتحان کنین و بعد از سال اول اگه براتون اثبات شد که اون زن لیاقت داره مادر بچه تون بشه اجازه تشکیل نطفه رو بدین وگرنه نکنین که بد پشیمون میشید!

خداآخر و عاقبت همه ما رو ختم به خیر کنه

* چقدر کم فرزندی پدیده ی بدیه این روزها، متاسفم واسه بچه های این روزها،‌ما این همه عمه و عمو و خاله و دایی داشتیم و تو بستر امن و راحتی تربیت شدیم اینا چی میخوان در بیان که همش پای تلویزیون و کامپیوتر و مهدکودکن!!

**الهی بمیرم واسه بچه م، نه دایی داره نه عمو!

*** بزرگترین خیانت زنان شاغل به بچه هاشونه که اونها رو در طول مدت کارشون از محبت مادرانه محروم میکنن و اونها مجبورن محبتی که ذاتا در مادر ودیعه داده شده رو از خاله مهد یا همکلاسی ها بگیره ... و این خیانت زنانه چیزی کمتر از بزرگترین خیانت ها نیست.... آی زنانی که به خاطر مسائل مالی یا مسائلی مثل شان اجتماعی یا بهره برداری از تحصیلات و تجربیاتشون عزیز ترین هدیه خدا رو به ورطه نابودی میکشونن، خائنینی هستن که خیانتشون تا ابد جاری چون تربیت اون بچه بر بچه هاشو و دیگران تاثیر داره!

  نظرات ()
توهمات احمقانه زنانه! نویسنده: یک مرد! - ۱۳٩۳/٢/۱

واژه عنوان این وبلاگ واژه ای بسیار پر معنا و پر کاربرد تو ادبیات بنده است،‌ این واژه از سه بخش تشکیل میشه که توهم، احمقانه و زنانه است، معنیش هم اینه که اون دسته از رفتارها و برخورد های متوهمانه ای که در عین اینکه توهمه و غیر واقعی، اصالتا احمقانه هم هست رو یک زن داشته باشه... 

تو نگاه اول خیلی از زن ها با این واژه با گارد برخورد میکنن و گوینده رو متهم به توهین و فحاشی میکنن و بعدش خودشون فحاشی میکنن، چیزی که بارها تو این وبلاگ اتفاق افتاد برای همین منظور دوست دارم یکم در این خصوص شفاف سازی کنم!

وقتی از توهمات احمقانه زنانه حرف زده میشه معنیش این نیست که همه زنها توهم دارن،‌ و همه توهماتشون احمقانه است، به دسته ای از توهماتی اطلاق میشه که زنان دارن و در ضمن احمقانه هم هست، امیدوارم زنان فهمیده باشند اگر چه ... بگذریم!

حالا مصادیق این جور توهمات احمقانه زیاده، و دقیقا قسمت جالب ماجراش ...

مثلا" تو رابطه یه زن و مرد، زن از مردش توقع داره که همه توجه و وقت مرد برای اون زن باشه، نگید نه که اصلا باورم نمیشه؛ و بر عکس مرد به جهت مرد بودنش حوزه فعالیت و توجه های دیگه ای هم داره که یه زن نمیتونه بفهمه یا خودش رو به نفهمی میزنه یا در برخی موارد هم ممکنه بفهمه، این اختلاف در منظر و میزان فهم که عمدتا" به لحاظ ساختار های فرهنگی امروزه جامعه ماست باعث ایجاد کنش های هیستیریکی از جانب زن میشه که این کنش ها عمدتا توهمات زنانه ست، که اغلب این توهمات احمقانه است!

با یه مثال میتونم قضیه رو کمی روشن تر کنم، مثلا در طول روز به همسرتون زنگ میزنین و او با بی توجهی جواب شما رو میده، شما میرید تو فاز ناراحتی و تخیل که چرا فلانی به من بی توجه شده و چرا به من اس نمیده یه زنگی نیمزنه حالی ازم نمیپرسه و ... البتهدر شرایط خاص مثلا اگه حامله باشید که این توقع به مراتب زیاد و فزاینده خواهد بود، از اونجا که زن ها به مرد ها نگاهی غالبانه دارن و دوست دارن که همه وجود مردشون رو مال خودشون بکنن،‌البته در مورد رویه و عرف امروزی صحبت میکنم و نه اصالت وجودی انسانی و خصلت های زنانه اصیل؛ به همین دلیل کوچیک ترین بی توجهی از جانب مرد رو نقض حاکمیتشون میدونن و به شدت عکس العمل نشون میدن. 

این به شدت عکس العمل این جنس ضرورتا دعوا و درگیری و حرف و حدیث نیست، عمدتا عکس العمل های درونیه اونهاست که موجبات ایجاد توهم رو در پی داره،‌ عامدا" از واژه تفکر استفاده نمیکنم چون تو لحظات زیادی از این اتفاقات زن ها دچار توهم میشن و این توهم منجر به بافتن و بافتن و بافتنشون میشه تا جایی که اصل زندگی رو با این توهماتشون به مرور از دست خواهند داد، شاهد مثال من هزاران زنی که احمقانهترین توهماتشون رو در قالب وبلاگ های که از درد هاشون مینویسن میشه دید!

البته همیشه دلایل این توهمات انقدر سادهخ نیست و اغلب تو موارد ساده نتیجه اگر کمی درک و فهم همراه زن باشه میتونه خودش و محیط و همسرش رو کنترل کنه، تو مواردی که برای زنان امروز به غلط بغرنج و غیر قابل تحمل هست و از اون به اشتباه به خیانت عنوان میشه کار خیلی سخت میشه، کافیه زنی بفهمه مردش سر و گوشش میجنبه؛ این رو اینجا داخل پرانتز بگم، درصد زیادی از این بد بینی ها ناشی از حماقت درونی زن هاست و عملا مردشون هیچ کار اشتباهی نکرده و اونها توهم اینو دارن که مردشون در ارتبط با کسی هست ولی الان مجال صحبت در مورد بد بینی اونها نیست الان فقط در خصوص توهم ناشی از دیدن رفتار میخوام حرف بزنم،‌بله عرض میکردم اگه مردی در ارتباط با زنه دیگه ای بود، و خواست با زنه دیگه ای در ارتباط باشه، حالا از هر طریقی که زنش فهمید از جمله اینکه رفته گوشیش و چک کرده دیده طرف با طرفش یاطرف هاش لاو ترکوندن و تو لاین و تانگو  و اینجور جاها پلاس بوده یا مثلا کادو دستش دیده یا عطرش عوض شده یا تماس مشکوک داره یا هزار تا چیز دیگه که مردا تو ارتباط با زنا از خودشون به جا میذارن اون موقع شروع میکنه به عکس العمل احمقانه، اولین و خطر ناکترین عکس العمس کنکاش بی جهت برای بیشتر دونستنه، بعداز اون رفتارهای خصمانه و دعوا و درگیری و از همه احمقانه تر مشغول شدن فکر و خیال و دنبال پیدا کردن راه های تلافی جویانه !!

نمیخوام خیلی تو فاز ریز این برنامه ها برم ولی مادامی که زن ها نفهمن که جایگاهشون کجاست ونباید تو کار مردشون دخالت کنن و ارتباط مردشون رو با زنی خیانت تلقی کنن دچار این توهمات احمقانه خواهند بود و این تمامیت خواهی یکی از بزرگترین دلایل ایجاد توهمات احمقانه زنانه است!

به نظرم میرسه تو مواقعی که زنی نسبت به رفتار مردش،‌ در این ارتباط ها مشکوک میشه و فکر میکنه که زندگیش داره میپاشه و تمامیت خواهیش ارضا نمیشه و هم زمان با این توهماتش تلاش هایی هم داره میکنه، مدتی مسکوت گذاشتن ارتباط و تعویض کانال های ارتباطیه، چرا که تغییر کانال های ارتباطی زن ها رو گیج میکنه و شماراحت تر میتونین در ارتباطاتتون حاضر باشید،‌ یادمون باشه ارتباطات خارج از رابه با همسر اولمون یه حقه که همه مردها دارن و ربطی به زن اولشون نداره، حالا قوانین زن سالارانه این مملکت همه چیو بر خلاف اصول و ذات انسانی به نفع زن ها مصادره کرده بهتره ما هم با ترفند هایی که بلدیم این قوانین رو دور بزنیم و نیازهای خودمون از جمله نیاز به تنوع طلبی دور شدن از غر غر های کسی که تو خونه داریم، احساس آزادی و نفس کشیدن و خوش گذرونی و .. رو ارضا کنیم.

این ها حق ماست و باید نسبت بهش همیشه آگاه باشیم وخودمون رو در قید و بند های احمقانه زنانه درگیر نکنیم و مراقب باشیم که مهمتر از خودمون کسی نیست و بالاترین ارضای نیاز ارضای نیاز خودمونه

* برام اهمیت نداره زنانی که احمقانه فکر میکنن و البته فکر که نه متوهمانه رفتار میکنن و کنش های احمقانه دارن اینجا حرفی بزنن، من این روبرای مردان ناآگاه سرزمین خودم گفتم شاید به خودشون بیان و یه تکونی به خودشون بدن!

**با نگاهی به ستون نشون دهنده میزان بازدید کننده وبلاگ میتونیم ببینیم که پست یکی مونده به آخریه کار خودش و کرده و همون طور که میشد حدثم بزنی آمار وبلاگ رو از میانگین 80 تا برده به 2500 تا!!!! و این نشون دهنده حجم زیاد جستجوگران واژه های مزبوره!

بگذریم!

*** عزیز دلم، قربونت برم، عسلم،‌جیگرم، فدات بشم، میمیرم برات،‌ عاشقتم ، خوشگل منی، بخورمت و ... از جمله واژه هایی هستن که استعمالش تو کلام بنده زیاده، یه وقت به آبدارچیمون میگم یه وقت به اونی که عزیز دل واقعی منه و همه زندگیمه، یه توهم خیلی بزرگ زنانه اینه که عزیز دل من، وقتی واژه عزیزدلم رو به کسه دیگه اطلاق میکنم ناراحت بشه و فکر کنه که اونم هم سنگ و برابر اونه!

**** روز زن و روز مادر رو به همه زنان سرزمینم و زنان عالم تبریک میگم، به همه مادرانی که بزرگترین رحمت خدا روی زمینن، به همه زنانی که زندگی از اونها شروع میشه و به همه زنانی که چشمه های رحمت و محبت الهی هستن.

***** قبل از هر حرفی کمی فکر کنیم، به خدا خیلی بارمون خوبه!

****** این کلیپ قشنگه http://www.aparat.com/v/iBSCx

******* در همه حال از خدا ممنونم بابت همه نعمت هاش.

  نظرات ()
حاشیه نگاری ... نویسنده: یک مرد! - ۱۳٩۳/۱/٢۸

 

 

* چرا انقدر دوستدارید بهم القا کنین که در اشتباهم و الان عصبیم و نبایداینطوری قضاوت کنم و از این حرفا، بابا به جای نشستن تو مقام نصیحت یکم سر بر گریبان خودتون فرو ببرید و ایرادات خودتون رو اصلاح کنین بعد بشینین روضه بخونین، در ضمن من نه عصبیم، نه ناراحت،‌ نه متنفر و نه منزجر از زن و این حرفا؛ این و لااقل همه اونهایی که نزدیک منن میتونن گواهی بدن که حالم این روزها و این چند ماهه از دی ماه به این ور خیلی خوبه، تعداد خواستگاری هایی که تو این ایام و قبلش رفتم هم مؤید عرض بندست و نافی اتهامات بسته شده؛‌

چرا فکر میکنین من شدم یه مرد زن ستیز؟؟؟بنده به شدت برای خانواده، برای زندگی و برای انسانیت ارزش قائلم، به شدت دوست دارم تشکیل خانواده بدم قهرا" اونی که باید باهاش تشکیل خانواده بدم،‌ یکی از همین زنان سرزمین خودم خواهد بود(خیلی بعیده برم از ممالک دیگه شوی اختیار کنم!!) پس انقدر نگید زن ستیز و این حرفا، اگه حرفی و میزنم که به قبای خانم ها بر میخوره لابد یه ریگی تو وجودشون هست که بهشون بر میخوره و الا اگه بیراه باشه دیگه محلی نمیذارن و انقدر جوش نمیزنن، لابد یه کرمی تو وجودشون هست که انقدر دارن جلز و ولز میکنن

این وبلاگ به خودش چندین چین خواننده دیده، تعداد آدم هایی که البته بهتره بگم زن هایی که نمیخوان سر به تن من باشه کم نیست ولی چه اهمیت داره یه زنه احمقه متوهم چی آرزو میکنه، برام واقعا جالبه انقدر آدم باید بی کار و بی عار باشه که بیاد و بشینه و اراجیف متوهمانه خودش رو به دیگران نسبت بده و هر دری وری که از دهنش در بیاد و بگه... بهتره به جای زیاد حرف زدن کمی هم تامل کنین بنده خودم به شخصا شهادت میدم که بعضی از شما لال نیستید و زبان به کام دارید و حائز قوه ناطقه به شکلی خیلی بارزش هستید!

از دوست خوبم رضای عزیز که دل تنگشم به خدا، چاکر و مخلصشم هستم

از دوستان ضد فمنیزم و حقوق مردان و وبلاگ های همسو هم به خاطر مطالب هشدار دهنده شون ممنونم و اگه لینکی اینجا نیست به بزرگی خودتون ببخشید خراب شده باید درستش کنم فرصت و مجالش نیست، همین الانم دیر شده و باید زود برم ...

آها یه مطلب دیگه، این دختر خانم هایی که راه به راه نخ که چه عرض کنم مستقیم شماره میدن، لطف کنن از ما بکشن بیرون، ما مال رابطه با شما نیستیم، شما دنبال یه شوهر چپوندنی هستین،‌ما از اوناش نیستیم... یکم حیا داشته باشید و کمی متین باشید به خدا خیلی زشته اینجوری آویزون شدن، حالت تهوع میگیرم وقتی اینجوری خودتون رو تحقیر میکنین... منظور بنده فقط شما نیستید همه تون رو عرض کردم، بله!

چند وقت بود ننوشته بودم، دوست داشتم تو این لحظه های آخر هفته هم چیزی بنویسم، باشد که یه نفرتون هم که شده گوش بده البته که بعدی میدونم ولی شاید یکیتون هم آدم شد!

**به تو چه!؟؟

*** یادتون نره یارانه هاتون رو ثبت نام کنین و انصراف ندینا .... به جهت تذکراتی که عزیزدلم دادن از بیان ادامش به جهت مسائل امنیتی اجتناب میکنم

**** هیچ کاره خدا بی حکمت نیست، هیچ کاریش ... عجیب این روزها حضور خدا رو میشه لمس کرد و قشنگ میتونم فرمانروایی خدا و همه کاره بودنش و هیچ کاره بودن بنده هاشو ببینم .... هزار ماشالله ... به قول خودشون تبارک الله احسن الخالقین!

***** از رو ظاهر کسی نمیشه حکم به ایمان کسی داد، لطفا با چشم و گوش سر قضاوت نکنین... شاید تو دلشون چیزی باشه که ما هزاران سال بهش نرسیم! 

  نظرات ()
مطالب قدیمی تر »
مطالب اخیر در جاده دوست داشتن، سرعت مطمئنه را رعایت فرمائید! مسائل مربوط به چشم چرونی، هیزی و دید زدن کوردستان! داستان یک حماقت مرکب! پرحرفیمو ببخشید! خیانت! خر بیا آدم برو ! لطفا بچه دار نشوید! توهمات احمقانه زنانه! حاشیه نگاری ...
لينک ها انجمن حمايت از حقوق مردان کانون مبارزه با فمنیسم و فعالان دروغین حقوق زن وبلاگ پسران و دختران مجرد سرکش هنر زن بودن!!